تبليغاتX
.: Tak Barg :. تک برگ پاییزی
سال نو مبارک

ديگران رو ببخش نه بخاطر اينكه آنها سزاور بخشش تو هستند، بلكه فقط بخاطر اينكه خودت سزاوار آرامشي ....

ارسال شده توسط مانی
سه شنبه 28 اسفند1386
بهت نگفتم
بهت نگفتم تا حالا، اینکه چقد دوست دارم
اما حالا بهت می گم، بی تو دارم کم میارم
بهت نگفتم تا حالا، که بـــدجوری عـــاشقتم
بهت نـگـــفتم تا حـــالا، اما حالا بهت می گم

داری کجا ها می کشی، با این دل در به در و
قشنگ مهربون من، اینجوری از پیشم نرو

بهت نگفتم تا حالا، اینکه چقد دوست دارم
اینکـــه چقد آرزومه، پیش چشات کم نیارم

دلم می خواد باور کنی، از ته دل می خوام تو رو
وقتی می گم بمون، بمون، وقتی می گم نرو، نرو

بری هزار سالم بشه، چشم انتظارت می مونم
بازم برای دل تو، ترانه هامو می خونم
خودت می دونی که تورو، از دل و از جون میخوامت
لیلی عشق من شدی، من مثه مجنون می خوامت

بهت نگفتم تا حالا، اینکه چقد دوست دارم
اما حالا بهت می گم، بی تو دارم کم میارم
بهت نـگـــفتم تا حالا، که بد جوری عاشقتم
بهت نـگـــفتم تا حـــالا، اما حالا بهت می گم

زنده یاد: ناصر عبداللهی

ارسال شده توسط مانی
جمعه 24 اسفند1386
خواستن توانستن است

شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد.

 

زنگ را زدند، بیدار شد و با عجله دو مسئله را که روی تخته سیاه نوشته شده بود را یادداشت کرد و با این « باور » که استاد آن را به عنوان تکلیف منزل داده است به منزل برد و تمام آن شب و روز را برای حل کردن آنها فکر کرد. هیچ یک از مسئله ها را نتوانست حل کند!!!

 

اما طی هفته دست از کوشش برنداشت. سرانجام یکی از آنها را حل و به کلاس آورد.

 

استاد به کلی مبهوت شد!!! زیرا آن دو مسئله را به عنوان دو نمونه از مسایل غیر قابل حل ریاضی داده بود !!!

 

« خواستن توانستن است »

 

ارسال شده توسط مانی
چهارشنبه 22 اسفند1386
سفر
سفر کردم که از یادم بری دیدم نمیشه
اخه عشق یه عاشق با ندیدن کم نمیشه
غم دور از تو بودن یه بی بال و پرم کرد
نرفت از یاد من عشق سفر عاشق ترم کرد
هنوز پیش مرگتم من بمیرم تا نمیری
خوشم با خاطاتم اینو از من نگیری

دلم از ابر و بارون بجز اسم تو نشنید
تو مهتاب شبونه فقط چشمام تو رو دید
نشو با من غریبه مث نامهربونا
بلا گردون چشمات زمین و اسمونا

میخوام برگردم اما میترسم
میترسم بگی حرفی نداری
بگی عشقی نمونده
میترسم بری تنهام بذاری

سفر » معین

ارسال شده توسط مانی
سه شنبه 21 اسفند1386
شناخت خدا
در این دنیا تک و تنها شدم من
گیاهی در دل صحرا شدم من

چو مجنونی که از مردم گریزد
شتابان در پی لیلا شدم من

چه بی اثر می خندم
چه بی ثمر می گریم

به ناکامی چرا رسوا شدم من
چرا عاشق چرا شیدا شدم من

من آن دیر آشنا را می شناسم
من آن شیرین ادا را می شناسم

محبت بین ما کار خدا بود
از اینجا من خدا را می شناسم....

ارسال شده توسط مانی
دوشنبه 20 اسفند1386
ساده
ساده بيا
دست منو بگيرو
ساده نگير اين همه سادگي رو ....

ساده نگير اگه هنوز ميتوني
پاي همه سادگي هات بموني ....

ارسال شده توسط مانی
یکشنبه 19 اسفند1386
ماتم عشق
الهی نسوزی، تو گفتی بسوزم
گذاشتی که هر شب به ره چشم بدوزم
من از گریه هر شب یه دریا می سازم
همه زندگیمو به چشمات می بازم
صدای دلم رو، تو نشنیده رفتی
خرابت بگشتم، کلامی نگفتی

تو را می سپارم به دست خدایم
فقط او شنیده همیشه صدایم
تو را می سپارم به دست خدایم
فقط او شنیده همیشه صدایم

یه شب عاشقانه برات گریه کردم
تو هرگز ندیدی به لب آه سردم
تو با بی وفایی به خاکم نشوندی
من ساده دل رو به غربت کشوندی
نمی بخشمت من! ببین روزگارم
ببین از جدایی چه بر سینه دارم

تو را می سپارم به دست خدایم
فقط او شنیده همیشه صدایم
تو را می سپارم به دست خدایم
فقط او شنیده همیشه صدایم

افشین سپهر

ارسال شده توسط مانی
شنبه 18 اسفند1386
Free counter and web stats