بدون که من یه غریبم
بدون که بی تو غریبم
بدونه تو یه غریبه ام
که آخر به تو رسیدم
بدون که من یه غریبم
بدونه تو یه غریبه ام
گم شدم توی خیالم
اما باز تو رو دیدم
آره تو معجزه بودی
وقتی که به من رسیدی
مگه تو غریبه بودی
که حال منو ندیدی
بدون که بی تو ....
بی تو ....
که آخر به تو رسیدم
بدون که من یه غریبم
بدون که بی تو غریبم
بدونه تو یه غریبه ام
که آخر به تو رسیدم
بدون که من یه غریبم
بدونه تو یه غریبه ام
گم شدم توی خیالم
اما باز تو رو دیدم
مهدی مقدم
بین دو راهی و شک حیرون و هاج و واجم
سفر دوای دردم هجرت تنها علاجم
طاقتش ندارم طاقت دل بریدن
سیل بلور اشک رو گونه تو دیدم
حرفی نمونده باقی سکوت حرف آخر
تو هم بخاطر عشق از من ساده بگذر
بذار همیشگی شه قصه عاشقیمون
تو باشی لیلی منم مثال مجنون
آخه چرا منو تنها گذاشتي
منو با گريه ها و غم جا گذاشتي
همش فکر ميکنم شايد از اول
منو حتي يه لحظه دوست نداشتي، دوست نداشتي
نزار که دست روزگار خط بکشه رو آسمون
ابر غرورو پس بزن تا بشکنه طلسممون
نزار که پشت شيشه ها چشاي من جا بمونه
نزار که اين شيشه دل هميشه تنها بمونه
نزار پرنده ي دلت بشين رو بام کسي
تو آسمونا پر بکش تا به مقصد رسي
تو اي دليل موندنم راه رسيدن آسونه
راهي که بين منو توست ما رو بهم مي رسونه
خاطره هر جا که ميري به ياد من باش
اون ور دنيا که ميري به ياد من باش
کنار هر شقايقي هر جا که ديدي عاشقي به ياد من باش... به ياد من باش ... به ياد من باش
هر جا صدايي خسته بود هر جا دلي شکسته بود
هر جا لب جاده کسي به انتظار نشسته بود
هر جا کسي نفس نداشت مهلت پيش پس نداشت
هر جا ديدي پرنده اي لونه به جز قفس نداشت
به ياد من باش... به ياد من باش ... به ياد من باش
خاطره هر جا که ميري به ياد من باش
اون ور دنيا که ميري به ياد من باش
کنار هر شقايقي هر جا که ديدي عاشقي به ياد من باش... به ياد من باش ... به ياد من باش
نــمي دونـم خــدا كـجـاست
يكي بياد بهم بگه، كجاي كارم اشتباست
گاهي مي خوام داد بكشم، اما صدام در نمياد ،بگم آخه خدا چرا دنيا به آخر نمي ياد ....