تبليغاتX
.: Tak Barg :. تک برگ پاییزی
دوست دارم
ببین چه قلبایی شکستن
توی دست روزگار
ببین چشمایی رو که گشتن
پی نوری موندگار
از عشق و باور باید که آخر
بشن لبریز دلامون
یه روزی هر جا پُر بشه دنیا
از طنین صدامون
پس بیا با هر زبون
تو هم بخون
بخون عاشقونه کنارم
فریاد بزن بگو
دوست دارم
ارسال شده توسط مانی
دوشنبه 13 خرداد1387
شب میخونه
دلی دارم بلای عشق و دیده
مصیبتهــای دنیــا رو کشیـــده

بمیرم من واسه اون دل شکسته
که چون من خیـری از دنیـا ندیـده

ارسال شده توسط مانی
شنبه 11 خرداد1387
میون گل‌ها نرو...! سخته پیدا کردنت...!
تمام کوچه را بوی یاس گرفته. انگاری امسال همه‌ی همسایه‌ها، یاس کاشته‌اند در حیاط خانه‌هاشان.

بوی یاس آدم را می‌برد و می‌گذارد وسط بهشت. فقط کافی است چشمهایت را ببندی و نفسی عمیق بکشی ... تو هم همراه من نفس می‌کشی. شک ندارم بعد از بوی خاک باران زده، بوی یاس را خیلی دوست داری. مگر می‌شود دوست نداشته باشی...؟طوری کنار هر گل‌فروشی می‌ایستی که فکر می‌کنم دیگر تکان نمی‌خوری... دلم به شور می‌افتد... نکند بروی داخل گل‌فروشی و میان گل‌ها بنشینی... آن وقت دیگر نتوانم پیدایت کنم!می‌خواهم همه گل‌ها را بخرم. ببرم خانه.
سجاده‌ام را پر از گل‌های یاس کرده‌ای. سجده که می‌روم؛ نمی‌خواهم سر بردارم.

«الهی! آرامشم را افزون نما!»
دو شاخه گل یاس را می‌گذارم کنار پنجره... فکر‌کنم امشب ماه کامل باشد.

تقدیم به اون کسی که خودش میدونه

ارسال شده توسط مانی
سه شنبه 7 خرداد1387
منم این همه تنها

میخوام از دلم بگم
ولی دیگه چیزی ازش نمونده

از زندگیم بگم
ولی آخه از چیش، از تنهاییش، از ناراحتی هاش

ارسال شده توسط مانی
یکشنبه 5 خرداد1387
گل پونه ها
گل پونه های وحشی  دشت امیدم، وقت سحر شد
خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد
من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غمها
حبیبم سیل غمها

گل پونه ها نامهربانی، آتشم زد، آتشم زد
گل پونه ها نامهربانی، آتشم زد، آتشم زد
گل پونه ها بی همزبانی، آتشم زد

می خواهم اکنون تا سحر گاهان بنالم
افسرده ام، دیوانه ام، آزرده جانم
گل پونه های وحشی، دشت امیدم، وقت سحر شد
خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد
من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غمها
حبیبم سیل غمها

ایرج بسطامی

ارسال شده توسط مانی
جمعه 3 خرداد1387
Free counter and web stats