بمیرم من واسه اون دل شکسته
که چون من خیـری از دنیـا ندیـده
بوی یاس آدم را میبرد و میگذارد وسط بهشت. فقط کافی است چشمهایت را ببندی و نفسی عمیق بکشی ... تو هم همراه من نفس میکشی. شک ندارم بعد از بوی خاک باران زده، بوی یاس را خیلی دوست داری. مگر میشود دوست نداشته باشی...؟طوری کنار هر گلفروشی میایستی که فکر میکنم دیگر تکان نمیخوری... دلم به شور میافتد... نکند بروی داخل گلفروشی و میان گلها بنشینی... آن وقت دیگر نتوانم پیدایت کنم!میخواهم همه گلها را بخرم. ببرم خانه.
سجادهام را پر از گلهای یاس کردهای. سجده که میروم؛ نمیخواهم سر بردارم.
«الهی! آرامشم را افزون نما!»
دو شاخه گل یاس را میگذارم کنار پنجره... فکرکنم امشب ماه کامل باشد.
تقدیم به اون کسی که خودش میدونه
میخوام از دلم بگم
ولی دیگه چیزی ازش نمونده
از زندگیم بگم
ولی آخه از چیش، از تنهاییش، از ناراحتی هاش![]()
![]()
![]()
گل پونه ها نامهربانی، آتشم زد، آتشم زد
گل پونه ها نامهربانی، آتشم زد، آتشم زد
گل پونه ها بی همزبانی، آتشم زد
می خواهم اکنون تا سحر گاهان بنالم
افسرده ام، دیوانه ام، آزرده جانم
گل پونه های وحشی، دشت امیدم، وقت سحر شد
خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد
من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غمها
حبیبم سیل غمها
ایرج بسطامی