تبليغاتX
.: Tak Barg :. تک برگ پاییزی
تجربه سکوت

ارسال شده توسط مانی
پنجشنبه 24 مرداد1387
شبگرد
همه خسته درا بسته، بغض آسمون شكسته
شباي سرد خونه خالي، دل من تنها نشسته
توي كوچه، روي ناودون، صداي گريه بارون
ياد اون خنــده آخــر، دلمــو كرده پريشون

نمي دونم از كجـا بود، نمي دونم به كجا رفـت
همش از خودم مي پرسم كه چرا رفت اون كجا رفت
آخه اون بود همه دنيام، همه عشقــــم، همه رؤيام
حالا بي اون يه اسيرم، خيلي خستم خيلي تنهام

يه صدا بود يه نگاه بود، نگاه چشم سياه بود
يه جرقه يه ستاره انگار از عرش خدا بود
مث غصه مث يه درد با دل من آشنا بود

هرچي فرياد مي زنم كه كجايي تو كجايي
خوب نگام كن تا ببيني تو ببين برام چي ساختي
خوب نگام كن تا بدوني تو چرا عشق و نباختي

به اميد روز ديدار منم اون شبگرد بيدار
به اميد روز ديدار منم اون شبگرد بيدار

ارسال شده توسط مانی
دوشنبه 14 مرداد1387
به سوی تو
به سوی تو، به شوق روی تو، به طرف کوی تو، سپیده دم آیم، مگر تو را جویم، بگو کجایی؟

نشان تو گه از زمین گاهی، ز آسمان جویم، ببین چه بی پروا، ره تو می پویم، بگو کجایی....

کی رود رخ ماهت از نظرم، به غیر نامت کی نام دگر ببرم
اگر تو را جویم، حدیث دل گویم، بگو کجایی؟

به دست تو دادم، دل پریشانم، دگر چه خواهی
فتاده ام از پا، بگو که از جانم، دگر چه خواهی

یکدم از خیال من، نمی روی ای غزال من
دگر چه پرسی ز حال من

تا هستم من، اسیر کوی توام، به آرزوی توام
اگر تو را جویم، حدیث دل گویم، بگو کجایی؟

به دست تو دادم، دل پریشانم، دگر چه خواهی
فتاده ام از پا، بگو که از جانم، دگر چه خواهی!

ارسال شده توسط مانی
پنجشنبه 3 مرداد1387
Free counter and web stats