هوس ....
برای من نوشته، گذشته ها گذشته، تمام قصه هام هوس بود
برای او نوشتم ، برای تو هوس بود، ولی برای من نفس بود
كاشكی خبر نداشتی، دیونه نگاتم
یه مشت خاك ناچیز، افتاده ای به زیر پاتم
كاشكی صدای قلبت، نبود صدای قلبم
كاشكی نگفته بودم ، تا وقت جون دادان باهاتم
نوشته هرچه بود تموم شد، نوشتم عمر من حروم شد
نوشته رفته ای زیادم، نوشتم شمع رو به بادم
نوشته در دلم هوس مرد، نوشتم دل توی قفس مرد
كاشكی نبسته بودم، زندگیمو به چشمات
كاشكی نخورده بودم، به سادگی فریب حرفات
لعنت به من كه آسون، به یك نگات شكستم
به این دل دیونه، راه گریز و ساده بستم
ارسال شده توسط مانی
شنبه 27 تیر1388
همراه
دستتو بذار تو دستم، بیا فردارو بسازیم
اگه با همدیگه باشیم، میشه دنیارو بسازیم
دلخوشم به بودن تو، با تو میشه همسفر شد
میشه از جاده نترسید، میشه رفت و تازه تر شد
این مسیر بی نهایت، گاهی سخته گاهی ساده
زندگی یعنی گذشتن، حتی با پای پیاده
دوست دارم حرف دلت رو، هر چی که باشه بدونم
اگه قولی به تو میدم، پای وعده هام بمونم
ارسال شده توسط مانی
دوشنبه 1 تیر1388
خسته شدم ....
ارسال شده توسط مانی
پنجشنبه 28 خرداد1388
واسه اینه
تو فرق می کردی واسه من با همه
واسه اینه که می مردم واسه تو
توی نگاهت یه حس غریبی
می گفت که دارم میشم عاشق تو
جون منی آخه عمر منی
چه جوری بگم می میرم واسه تو
توی چشام که نگاه بکنی
می بینی که دارم میشم عاشق تو
واسه اینه که می مردم واسه چشمات
واسه اینه که می میرم واسه نگات
واسه اینه همه وجودم شده بودی
نذار بازم بمونم تو حسرت نگات
واسه اینه که می مردم واسه چشمات
واسه اینه که می میرم واسه نگات
واسه اینه همه وجودم شده بودی
نذار بازم بمونم تو حسرت نگات
حرفت و قلب و احساس قشنگته که منو اینجوری دیوونه کرده
حس عجیبه خواستن چشماته که تا ابد تو دلم خونه کرده
دستای گرمتو ازم نگیر که مرهم قلبیه که پر درده
باز دوباره زل بزن تو چشام که دوری تو منو دیوونه کرده
ارسال شده توسط مانی
شنبه 25 آبان1387
دارم از تو مینویسم
دارم از تو می نویسم که نگی دوستت ندارم
از تو که با یه نگاهت زیر و رو شد روزگارم
دارم از تو می نویسم، دارم از تو می نویسم ...
موقع نوشتنو وقت اسم گذاشتنو
کسی رو جز تو نداشتم، اسمی جز تو نمی ذاشتم
من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگینه اون از غصه توست
با تو چه زندگی هایی که تو رویاهام نداشتم
تک و تنها بودم اما، تو رو تنها نمی ذاشتم
حتی من به آرزوهات تو رو آخر می رسوندم
می رسیدی تو من اما، آرزو به دل می موندم
هی می خواستم که بگم که بدونی حالمو
اما ترس و دلهره خط میزد خیالمو
توی گفتنو نگفتن از چه روزهایی گذشتم
انقده رفتم و رفتم که هنوزم بر نگشتم
من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگینه اون از غصه توست
هر چه شعر عاشقونه ست من برای تو نوشتم
تو جهنم سوختم اما می نوشتم تو بهشتم
اگه عاشقونه گفتم عشق تو باعثشه
اگه مردم تو بدون چه کسی باعثشه
ارسال شده توسط مانی
شنبه 11 آبان1387
سخته ....
از تو گذشتن سخته، با تو نبودن درده، واسه من
زنده بودنم مرگـه، بدون تـو با عشقت، واسه من
وجود من مال تو، قلب تو هم مال من، عزیـــــزم
رفتن تو مرگ منه، دستای تو دستمه
نگو که باید جدا شیم، نبود تو نبود منه
بدون تو کم میارم، تا پای جون دوستت دارم
اگه تو از من جداشی، امید موندن ندارم
واسه با تو بودن، زندگیمو باختم
یه کلبه ای از عشق، واسهی تو ساختم من
عاشق تو بودم، عاشق تو هستم
درای دلم را روی همه بستم من
ارسال شده توسط مانی
سه شنبه 7 آبان1387
قلهی خوشبختی
تو چنگ ابراي بهار، افتادم و در نميام
چشمامو سرزنش نكن، از پسشون بر نميام
پير شدم تو اين قفس، يه كم بهم نفس بده
رحم و مروتت كجاست، جوونيامو پس بده
فكر نمي كردم بذاري
زارو و زمين گير بشم
فكر نميكردم كه يه روز
اين جوري تحقير بشم
اون همه كه دلم برات، به آب و آتيش زده بود
حتي اگه سنگ بودي، دلت به رحم اومده بود
ارسال شده توسط مانی
یکشنبه 28 مهر1387